1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

همزادی علم الله باقدرت

.



شاید در هيچ زمانی و مکانی، علم و قدرت همزاد و هم‌نشین يکديگر نبوده‌اند که هم‌اکنون در حکومت اسلامی هستند. اگر در نظام‌های استثماری، قدرت و امتیازات بر بنیان مالکیت در ثروت، به‌ویژه ثروت تولیدی- قرارگرفته‌اند، در نظام ولايتی- فقاهتی تصاحب علم و دانش پیش‌شرط کسب قدرت و امتياز و جایگاه ارجح در جامعه است. اگرچه همه‌ی علوم راهی به قدرت برند، همچنان که منقدین اخیر در غرب درواقع معتقدند عقل و خرد انسان در اهداف خود شکست خودهاست و نه‌تنها به سعادت و آزادی انسان نیانجامیده است بلکه به‌طور موذیانه‌ای در خدمت قدرت درآمده است؛ اما آن علم که در اینجا از آن سخن میرانیم، علمی است بسيار ويژه، نه به معنای اخير: کشف قانونمندی‌های طبیعت، شناخت پدیده‌ها به طریق مشاهده، تجربه و آزمون، بلکه به معنای علم و آگاهی است به اراده و امیال خداوند یکتا و یگانه، اراده و امیالی که در کتاب قرآن بازتاب یافته است، آگاهی به رمز و رموز زبان و سخن خدائی که خویشتن را الله نامیده است و فهم قواعد و قوانینی که برای چگونه زیستن و بودن بشر به رسول خود، ابلاغ نموده است، پدیده‌ای که اروپا در قرون‌وسطی درگیر آن بود، دورانی که با تاریکی و سیاهی همراه بود.

اگر علم بشر، می‌جوید و می‌پرسد و در پی پاسخ به مسائل گوناگون طبیعی و اجتماعی به جستجو می‌پردازد، علم به عقل و خرد الله دربرگیرنده‌ی تمام پاسخ‌هاست به همه معضلات و مشکلات بشری و غیر بشری از ازل تا ابدیت. چنین علمی هیچ‌گونه وجه اشتراکی با علم بشری دارا نيست؛ که این علم، علم "کافی،" علم خدائی و الهی‌ست. در قرن یازدهم ثقته الاسلام کلینی، کتابی در چهار جلد نوشته است تحت عنوان "اصول کافی،" کتابی که فقیهان بزرگ قرآن دوم نامیده‌اند. هیچ طلبه‌ای در نهاد فقاهت "اجتهاد" کسب نکند اگر اصول کافی نیاموزد.

علم الهی، علمی است کافی، به آن دلیل که نامتناهی ست. مستقل است از زمان و مکان. مطلق است و نقصان ناپذیر. علم الهی، علمی است که به هست و نيست محیط است و به چیزی محدود نيست. به‌واسطه اين علم و دانش است که الله بر دوجهان هستی و نيستی و بودونبود، بيرون و درون و عين و ذهن، مالکیت مطلق دارد و بر آن تا ابد حکومت می‌کند. به دیگر سخن، قدرت آفرینش، توانائی، دانایی هيبت و صلابت خداوند ناشی از علم لایتناهی اوست. اوست که دهنده و گيرنده زندگی است. به‌فرمان اوست که طبيعت بانظمی حیرت‌انگیز به سیر و گردش خود ادامه دهد. اوست صادرکننده احکام و واضع قوانين و مقررات نهایی. در دامن بيکران هستی، زمزمه‌ای نيست که در نهان موجودی شنيده شود و خداوند از آن از پيش آگاه نباشد. چنین فهمی از خدا در قرون‌وسطی هم سلطه افکنده بود، اما سرانجام مغلوب علم بشری گردید. گالیله دانشمند ستاره‌شناس را مجبور کردند بپذیرد که کره زمین صاف و مسطح است نه گرد و در حال گردش و دوران وگرنه او نیز باید شربت شوکران را می‌نوشید.

بعضاً، ممکن است بگویند که علمای شیعه، به‌ویژه آیت‌الله‌های حاکم، شیفته علم و پیشرفت علمی‌اند. حتماً، بدون تردید. آن‌ها در اشتیاق تکنولوژی هسته‌ای می‌سوزند و از هواداران سفت‌وسخت علم و تکنولوژی‌اند. برای کامل ساختن علم هسته‌ای چه هزینه‌ها که تاکنون نپرداخته‌اند؛ اما این فقهای علم پرست، دشمن آشتی‌ناپذیر علم و تکنولوژی رسانه‌ای مثل نظام اینترنتی و رسانه‌های ماهواره‌ای‌اند. زمانی بود که فقاهت تلویزیون و سینما را حرام می‌دانستند. حال پس از نزدیک به چهار دهه تحت کنترل آن‌ها درآمده است، موسیقی هم که زمانی جز حرام‌ها محسوب بود پخش می‌کند؛ اما تاکنون از نشان دادن سازهای موسیقی و نواختن و اجرای آن خودداری کرده‌اند. از سر ضرورت است که علما و فقها با علم بشری سازش کرده‌اند. بگذریم که علما و فقهای بزرگ بر آنند که علمی نیست که بشر به دست آورد و در کتاب قران اشارات بسیاری نسبت بدان نیافت. چون کتاب قرآن حاوی علم بیکران خدایی ست که به‌جز او هیچ‌کس دیگری نیست، خدای سخنگو.

آيت اله خمينی، در کتاب معروف خود، ولایت‌فقیه (حکومت اسلامی)، از قدرت الله و علم کافی او سخت به شگفت آمده و در توصیف آن می‌گوید:

خداوند تبارک‌وتعالی به‌وسیله رسول اکرم قوانينی فرستاد که انسان از عظمت آن‌ها به شگفت ميايد. برای همه امور قانون و آداب آورده است. برای انسان پيش از آنکه نطفه‌اش منعقد شود تا پس‌ازآنکه به گور می‌رود قانون وضع کرده است (ولایت‌فقیه، ص 10).

آيا بدون علم و دانش، الله می‌توانست این‌گونه بشر را از قواعد و قوانین هستی و نیستی از ازل تا ابد بی‌نیاز گرداند؟ اگر در وضع مقررات زندگی، علم و دانش نهفته است، در پاسخ به نیازهای مادی و معنوی انسان و برقراری نظم و کنترل، قدرت جلوه می‌یابد. اين ترکيب علم و قدرت است که علما و فقها، رهبران جنبش‌های اسلامی همچون طالبان‌ها و داعشی و القاعده‌ای را مسحور و مفتون و شیفته خودساخته است. لا الله الا الله تبلور قدرت است، چون مطلق است و کشنده شک و تردید در یکتایی و یگانگی خداوند.

فقيه و فيلسوف شهیر جهان شیعه، استاد علامه محمدحسین طباطبائی، مؤلف تفسیر المیزان، از الله نقل کند که علم بدانش الهی، علمی نيست که افهام و عقول انسانی به کسب آن توانا باشند و از رسيدن به آن عاجز و از نائل شدن به آن قاصر می‌باشد. (تفسیر المیزان، جلد سوم، ص 108). طبق تأویل استاد از کلام‌الله، اگرچه تبدیل نامتناهی به متناهی و يا خالق و مخلوق به یکدیگر ناممکن می‌گردد، اما وی خاطرنشان می‌سازد که این دلیل نمی‌شود که علم الهی به نحو اختصاص قابل کسب و تصاحب به‌وسیله افرادی ويژه نباشد، افرادی که دارای خصوصیاتی استثنایی هستند. استاد علامه، افراد مزبور را چنین توصیف می‌کند:

نفوسی‌اند که خداوند آن‌ها را از پلیدی‌ها پاکيزه نموده رجس را از ايشان زائل و برطرف کرده، کسان ديگر از رسيدن به آن سعادت محروم و به نحو اختصاص، توانائی درکش ويژه اين دسته می‌باشد (تفسیر المیزان، جلد سوم، ص 109).

به زبانی دیگر، اين نه افهام و عقول انسانی بلکه عنايت خداوند است پیش‌شرط کسب و درک علم و دانش الهی. تنها اين افراد ممتازند که به عنايت خداوند تطهير يافته، به کسب علم الهی نائل آيند و به درک حقايق جهان- از مبدأ و معاد و آنچه ميان آن دو وجود دارد، توانا شوند؛ یعنی که آن‌کس که دانا به علم الله می‌رود به آن دلیل است که الله به‌طور راز انگیزی آنان را برگزیده و خود روح آنان را از ناپاکی‌ها زدوده و رجس از قلبشان زائل و علم نقصان ناپذیر و نامتناهی خود را در کف پاک و مطهر آنان گذارده است. با کسب علم الله، آنان از انسان زمینی می‌گذرند، ماورایی می‌شوند فرشته سيرت، معصوم و بی‌گناه، یعنی که امام می‌شوند نظیر فقیهی که برای اولین بار پس از امام علی به امامت می‌رسد و نظام ولایت را تأسیس نموده که تا قیامت ادامه یابد: امام خمینی.

به‌عبارت‌دیگر، بر اساس تعبیر استاد علامه، الله جامعه انسانی را بدو دسته تقسیم می‌نماید یک دسته را شایسته کسب اجتهاد می‌کند و دسته دیگر را محکوم‌به تقلید و تبعیت می‌نماید، یعنی بدو دسته اقلیت مجتهدین و اکثریت مقلدین. یک دسته دانا و توانا و قوی، دسته دیگر نادان و ناتوان و ضعیف؛ یعنی که مجتهدین قبل از آنکه به مسند قدرت هم جلوس کنند، رفتار و گفتار و شیوه‌ی زندگی مقلدان را از درون حوزه‌های علمیه تعین و تعریف و کنترل می‌کردند. در این معنا استاد از تفسیر قرآن نظریه نظام فرمانروایی و فرمان‌بری را استخراج می‌کند؛ زیرا که آنکه آگاه و داناست به علم و دانش الهی می‌تواند جانشین خدا بر روی زمین بشود. درواقع این خوانش علامه از کلام‌الله است که زمینه را برای ظهور نظریه ولایت و یا حکومت فقیه آماده نمود. اين علم استاد است که با علم خداوند يکی گرديده است. روشن است که تفسیر و خوانش وی از قرآن در خدمت تحکيم و تداوم فقاهت، به‌مثابه یک‌نهاد ابدی و حفظ منافع فقها و علما است به‌عنوان يک طبقه ممتاز اجتماعی.

ازیک‌طرف مفسرین، علما و فقها، برآنند که قرآن بر لغو تمام امتيازات مادی و معنوی و تساوی و برابری افراد بشر در برابر الله تأکید بسيار دارد و از طرف ديگر، الله را متهم به توزيع نابرابر علم و قدرت خود، در میان بندگانش می‌کنند. استاد ازیک‌طرف دعوت خداوند را به فراگیری علم و دانش خود، جهان‌شمول می‌نماید اما از طرف ديگر آن را درجه‌بندی نموده و می‌گوید رتبه کاملش به‌جز در افراد ويژه و ممتاز در کسانی دیگری یافت نشود، افرادی که موردعنایت خداوند واقع‌شده و جرس از قلبشان زدوده گردیده است، همچنان که فرشتگان آسمانی وقتی محمد را به پیامبری برگزیدند سینه او را شکافته و قلب را از پیکرش خارج نموده در طشت طلایی شستشو داده، پاک و مطهر به سینه او بازمی‌گردانند، پس از دوختن سینه، مهر پیامبری رابین دوکتف او می‌کوبند (تاریخ طبری).

اما تبلور قدرت را در علم الله و تقسیم نابرابر آن را به‌وضوح و به بهترين وجهش در تفسير و تأویل آیت‌الله خمينی از روایات ائمه اطهار می‌تواند مشاهده نمود. آیت اله خمينی نه‌تنها همچون استاد علامه، فقها و يا علما را افرادی ويژه و ممتاز شناسایی می‌کند بلکه به روایت از امام صادق، "علما" را "میراث بر" پيغمبر معرفی و برتری آن‌ها را نسبت به عامه تشبیه به برتری ماه شب چهارده بر ساير ستارگان می‌کند (ولایت‌فقیه، ص 140). اگر در تأویل استاد علامه طباطبائی قدرت در لابه‌لای کلمات پوشيده شده است، تفسير خمينی از روايات باقدرت يکی و يکسان می‌رود. در تفسير خمينی امتياز علما وقتی "فضیلتی" محسوب شود که عالم بر مسند رياست و حکومت تکيه زنند و ولايت نمايند. شک و ترديدی نتوان داشت که در شرايط کنونی علم علما به فضیلت تبدیل‌شده است. در حفظ و تحکيم و تداوم اين فضيلت است که حکومت دین را تادندان‌مسلح ساخته است که نسل نافرمان را از بیخ و بن برکند.

پس اگر فقها را ممتازترين طبقه در نظام اسلامی شناسایی کنيم، سخنی به‌گزاف هرگز به زبان نرانده‌ایم. چراکه جايگاهشان در نظام توليدی و مالکیت نيست که فقها را به يک طبقه ممتاز تبديل می‌کند. امتياز فقها، امتيازی است الهی ماورای امتيازات مادی و بشری. آنچه نظام مقدس اسلامی را از نظام‌های سرمایه‌داری و يا سوسياليستی و يا نظام‌های غربی و شرقی متمايز کند، نه نحوه توليد و شيوه توزيع است و نه نظام مالکيت و نظام مالی و اداری. بمانند آن‌ها، در نظام اسلامی نيز توليد اجتماعی است و مالکيت خصوصی و درنتیجه نظامی‌ست استثماری و به همین دليل، پيوسته هم دچار بحران کمبود است و تورم و بيکاری و نیز فساد و فحشا و انحطاط، دزدی و رشوه‌خواری، بی‌عفتی و عفت سوزانی، به‌رغم سلطه حجاب اسلامی، با اين تفاوت که دریکی آشکار و عريان است، در ديگری پنهان و نهان. سلطه و تثبيت سيادت فقاهت بر ساختار قدرت است که وجه برجسته نظام اسلامی است. اين ويژگی است که نظام اسلامی را جدا می‌سازد از نظام‌های موجود جهانی، ازجمله جنبش‌های دیگر اسلامی. همه آن‌ها فاقد نهاد 300 ساله فقاهت‌اند، نهادی که در تاروپود جامعه ریشه دوانده است.

مدافعين نظام سرمایه‌داری برآنند که ساختار قدرت زائیده انتخاب آزاد فرد است و درنتیجه تبلور اراده اکثريت. به‌عکس منتقدين اين نظام، به‌ویژه مارکسیست‌ها بر آنند که ساختار قدرت وسيله ايست در خدمت حکومت و سلطه طبقه‌ای در جامعه که به لحاظ اقتصادی حاکم است. به دیگر سخن، قدرت نه تبلور اراده مردم بلکه جلوه اراده طبقاتی است. ساختار قدرت در نظام سوسياليستی نيز دارای مدافعين و مخالفينی است. يکی آن را مثبت و نقش آن را گذرا و موقتی ارزيابی می‌کند که درنهایت ناپديد خواهد گشت و ديگری آن را منفی، عامل و وسيله سلطه حزب بر جامعه، برشمارد؛ اما در نظام اسلامی، ساختار قدرت نه زائيده اراده مردم است و نه تبلور اراده طبقه‌ای که بل حظ اقتصادی حاکم است و نه وسيله حکومت و سلطه بی‌چون‌وچرای حزب سیاسی، بلکه تبلور مالکيت بر نوعی از علم و دانش است. علم و دانش الهی. به‌عبارت‌دیگر، در نظام اسلامی، آن طبقه‌ای بر ساختار قدرت سلطه افکنده که علم و دانش الهی را به تصاحب خود درآورده است. فقها و علما که باید به‌مثابه يک طبقه اجتماعی دارای منافع اقتصادی و سياسی مشخص و مشترک تعريف و شناسایی نمود. در اینجا علم به کلام‌الله است که وسیله حکومت است، نه ثروت و نه مالکیت بر ابزار توليد و توزيع و نه حزب و گروه و دسته‌بندی. این الله است که فقها را برای حکمرانی برگزیده است. تا زمانی که فقها بر جامعه حکم میرانند، امید به رهایی و آزادی، یک آرزوی واهی بیش نیست.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…