1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

ولایت دشمن اصلی ملت

.



هرروز که بر طول عمر حکومت آیت‌الله‌ها به رهبری ولایت، افزوده می‌شود، به آن لحظه سرنوشت‌ساز نزدیک‌تر می‌شویم، آن لحظه که باید از خود بپرسیم: چیست ضرورت وجود قشری بنام "روحانیت،" و یا "فقاهت " نال‌ها و یا "مفت خواران" جامعه و تا کی باید ادامه یابد حکومت ولایت؟ کجاست در جامعه آن جایگاه درخور فقاهت؟ آیا مفیدند و یا مضر به حال جامعه؟

آیا بدان دلیل در تاریخ بقا یافته است این قشر اندکی گریزان از کار و به لباس سربازی درآمدن، که حافظ "اخلاق " جامعه بوده‌اند؟ آیا به آتش کشیدن فاحشه‌خانه‌ها و تبدیل خانه‌ها به عفاف خانه‌ها، و یا حجاب اجباری؛ نشانی‌ست بر تعصب و غیرت و اخلاق فقاهت؟ آیا کشتار مخالفین و دگراندیشان، برپاداری مراسم اعدام روزانه انسانی درملأعام و برگرفتن شمشیر برای حاکم ساختن قوانین شریعت برخیزد از اخلاق اسلامی؟ آیت‌الله‌های ما، مقدسین ما، آن‌ها که به دامنشان نور الهی تابیده است چنان دستشان به خون بی‌گناهان آلوده است که داعشی‌ها برای آنکه به‌پای آن‌ها برسند به لحاظ خشونت و انتقام‌ستانی باید چندین دهه دیگر به خلافت به سبک دوران صدر اسلام ادامه دهند و "اسلام ناب محمدی" را بر پانمایند، همان‌گونه که آیت‌الله‌ها در ایران برپا نمودند.

باید اعتراف کرد که ارجح است آن جامعه که بدون فقیه است و فقاهت. آزاد است از بند احکام و سنت، از آئین تسلیم و اطاعت و تقلید و تبعیت. یعنی که برتر است آن جامعه، جامعه‌ای که رها یافته از بندگی و اسارت. اگر مخلوق را رابطه ایست با خالق، بگذار رابطه‌ای باشد مستقیم و بدون وساطت. چه نیازی ست به فقیه و عالم، کارکشته در فریب و ریاکاری، سازندگان مکتبخانه‌ها عامل خرافه‌پرستی و جزم‌اندیشی، زمینه‌ساز بقای نظام استبدادی.

واقعیت آنست که بسیار دوریم از این جامعه. زیرا که ظهور و بنیاد آن منوط است به ظهور دانایی و بینایی، آن عقل و خردی که متمایز سازد تاریکی را از روشنایی و یکی شمرد، دین‌داری را باقدرت و قدرت‌مداری و با دورویی و ریاکاری و ولایت را شناسایی نماید به‌مثابه دشمن اصلی ملت و آزادی.

اما وقتی دانشوران و روشنفکران خود تاریک اندیشند و اسیر تعصب و سنت، چه امیدی ست به ظهور دانایی و بینایی؟ حال که آماده یک جامعه بدون فقیه و فقاهت، آیت‌الله و حجت‌الاسلام، نیستیم ، تنها می‌توانیم به تفکر بنشینم و به تعقل که کجاست آن جایگاه درخورشان فقاهت. اما این نیز هرگز نتوانیم تا زمانی که خودسانسور نموده از کفر پرهیز کنیم، از مقاومت و سرپیچی هراسناکیم، از آزادی گریزان و از آن ترس در دل داریم.

فقها صدها سال حکومت غیرمستقیم را بر حکومت مستقیم ترجیح داده و چهره فریبکار خود را در پشت شاهان پنهان ساخته بوده‌اند. اما در سودای کسب قدرت هرگز آسوده نخفتند. زیرا که تنها خود را بر حق و شایسته حکمرانی می‌دانسته‌اند. بر آن بوده‌اند که عدل و عدالت، داد و داد گری به دست مطهر فقها و علما و یا دین‌داران حرفه‌ای ست که برقرار می‌گردد. به دست فقیه است که بشریت از جهل و جاهلیت رهایی می‌یابد، حقیقتی که بسیاری از انقلابیون و روشنفکران و آزادیخواهان از آن غافل بودند که فقاهت رؤیا جلوس بر مسند قدرت را از زمانه‌ای دیرتر در سر می‌پروراندند. حتی بویی هم به مشامشان نرسیده بود که فقاهت ثروت بازاری را در خدمت گرفته بود که "پیامبران" دوران جدید را در مدرسه "حقانی " پرورش دهد. حلقه فوقانی قدرت درواقع از دانش‌آموختگان این مدرسه‌اند.

سرانجام، فقاهت این فرصت تاریخی را در نیمه دوم قرن بیستم به چنگ آورد با خدعه و نیرنگ و بر پا ساخت حکومت ولایت با ابزار فریب و ریاکاری. نزدیک به چهار دهه است که اندیشه و تدبیر خود برگرفته از کتاب مقدس و آموزش‌های الله، در عمل آزموده است، فقاهت به رهبری فقاهت. هم‌اکنون نتایج آن در پیش روی ملت است: نابودی ابتدایی‌ترین حق‌وحقوق انسانی، سرکوب حق گزینش و آزادی، حق نفی و مقاومت و نه گویی، برقراری نظام تسلیم و اطاعت و آری گویی، ترویج فرهنگ حمد و ثنا، اخلاق ستایش و سپاس گویی، امریکا ستیزی و هسته سازی جامعه و خوشامدگویی به تحریمات اقتصادی به قیمت بر باد دادن ثروت ملی، تحریمات و تورم افسارگسیخته و بیکاری، کاهش پول ملی، افزایش بی‌خانمانی و فقر و محنت و نابرابری، غارت‌های بزرگ و چپاولگری و فرو غلتیدن جامعه در دامنه اعتیاد و گسترش بی‌سابقه روسپیگری. حضرت ولایت همین چندین روز پیش در سخنرانی خود در تبریز قول داد که تا چند سال آینده کشور را "به قله شرف و افتخار " خواهد رساند. تنها واکنش اخلاقی به این پیشگویی‌های پیامبرانه چیزی نیست مگر یک شیشکی جادویی.

آیا زمان آن فرانرسیده که از خود بپرسیم و جویا شویم که چگونه در این چاله هولناک گرفتار آمدیم؟ خود را فریب دادیم و یا فریبمان دادند؟ آیا زمان آن فرانرسیده است که به خود بنگریم و به آنچه باور و ایمان‌داریم؟ آیا زمان آن فرانرسیده است که ارزش‌ها و آئین دینی خود را به محک عقل و خرد بسپاریم و نهاد فقاهت را از بیخ و بن برکنیم؟ این چه جامعه ایست که نتواند بقا یابد بدون عمامه داران و قبا پوشان. قرن‌ها پیش از آنکه پای استعمار به کشور ما برسد، این آموزگاران تسلیم و اطاعت بودند که کشور ما را به استعمار کشیدند. استعمار در دست فقاهت، بسی بسیار شرم‌آورتر است از استعمار در دست بیگانه. چه فقاهت نه به بزرگی و عظمت انسان بلکه به حقارت و خواری اوست که می‌اندیشد.

تا کی باید اسیر گذشته باشیم و چشم‌بسته به راه خود ادامه دهیم؟ تا کی باید گوش به فقیه و مجتهد فرا دهیم و از آنان چشم‌بسته تقلید و تبعیت کنیم؟ آن‌ها را دانا و بینا و خود را نادان و نابینا پنداریم، احساسات و عواطف خود را بازیچه دست آنان سازیم؟ تا کی باید به روضه و نوحه عاشورا گوش فرا دهیم بر سر و سینه خود بکوبیم و اشک گیری کنیم؟ تا کی باید شیفته افسانه رسالت و اسطوره امامت و یا این دین بیگانه باشیم ؟ تا کی باید اجازه دهیم حال و آینده ما را گذشته رقم زند و بار این گذشته را، این دین تحمیلی را بدوش خود کشیم؟ تا کی باید اجازه دهیم عمامه داران قبا پوش، بنام الله و پیغمبر و امام بر ما حکمرانی کنند، مفاهیم در اصل بیگانه و غریبه در فرهنگ ایرانی.

آیا زمان آن فرانرسیده است که به خود آئیم، چشمان خود بگشاییم و دریابیم که به کدام سوی روا نیم؟ آیا زمان آن فرانرسیده است که حق‌وحقوق انسانی خود را به دست آوریم و انسانیت خود را در آغوش کشیم؟ آیا زمان آن فرانرسیده است که فقیه را از اریکه قدرت فروآوریم و نهاد فقاهت را از بیخ و بن برکنیم و ملت را از تیره‌بختی و سیه روی، از خواری و حقارت نجات دهیم ؟ آیا زمان آن فرانرسیده است که قلب تاریکی را با مشت آهنین بشکافیم و زنجیر اسارت و بندگی را پاره‌پاره سازیم، خود را رها ساخته و دژ آزادی را تسخیر نماییم.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…